تبليغاتX
ریتم ناودون

 

خدا جونم سلام

می خوام باهات بی پرده حرف بزنم

بهتره بگم که می خوام برات اعتراف کنم تو که خودت خوب خبر داری اصلا همش به اذن خود کریمت بوده ولی می خوام بگم همه بدونن:

عزیز مهربانم ؛

خدا...

من همیشه فکر می کردم که می تونم مقابل تمام سختی هام بایستم و باهاشون بجنگم تا حدودی هم تلاش کردم ولی تا اینکه باهاشون روبه رومی شدم فورا" دستو و پامو گم می کردم و شروع می کردم به شکوه و شکایت از تو، که خدایا این همه مشکل چیه ریختی رو سرم؟ اخه من باید تقاض کدام گناهمو بدم؟ غافل از اینکه این مشکلای من در مقابل خیلی مشکلات دیگران واقعا" ناچیزوبی ارزش ،غافل ازاینکه کمی صبر می تونست کمکم کنه وغافل از اینکه تو مهربان درهمه حال با مایی!

نمیگم به یادت نبودم ؛نمیگم تو تو زندگیم، توهرکاری که انجام میدادم ،تو هر نفسی که میکشم ،یا توهرثانیه ازاین عمرم حظور نداشتی

تو تو خونم، تو رگم، تو نفسامی، تو خدامی خدا خدا خدا.....

یه دوستی بهم گفت که:

آرزوهات رو یه جا بنویس

خدا یادش نمیره امّا تو یادت میره
چیزی که امروز داری
آرزوی دیروزت بوده

آره راست میگفت .به قول همه دمش گرم من الان هرچی دارم آرزوی دیروزم بوده فکر میکردم فراموشم کردی خدا جون کفر نباشه ولی دم تو هم گرم

اصلا" فکرشو نمی کردم که اینجوری تمومش کنی حالا فکر میکنم که من چرا این همه حرص خوردم و خودمو اذیت کردم

تو جوری درستش کردی که من مات موندم تا کرمت نباشه تا تو نخوای خدا جونم آب از آب تکون نمی خوره

تا عمر دارم خدا برات،برای رضات،برای برآوردن آرزوم،هر کاری که باشه می کنم ؛هر کاری....

خیلی نوکرتم اوستا کریم

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 18:35 توسط بنفشه |

JavaScript Codes

JavaScript Codes